آخرین اخبار
 
کد مطلب: 106775
يادداشت/ ابراهيم آقامحمدي
برنامه دولت ترامپ براي برجام
تاریخ انتشار : 1396/05/03 13:00:27
نمایش : 842
مطرح کردن گزاره خروج آمريکا از برجام با دست و پا کردن بهانه‌هاي جديد، امري دور از انتظار نيست چراکه ترامپ فردي است که ثابت کرده مي‌تواند به راحتي هر نوع توافقي که باب ميلش نباشد را لغو کند.
به گزارش منطقه آزاد؛ به نقل از شبکه اطلاع رساني راه دانا؛ روزنامه «حمايت» در يادداشتي از «ابراهيم آقامحمدي» نوشت:

بر اساس گزارشي که نشريه آمريکايي «فارين پاليسي» به تازگي منتشر کرده، «دونالد ترامپ»، رئيس جمهور آمريکا تيم ويژه‌اي را براي ارائه گزارش منفي از عملکرد ايران در برجام، طي دوره 3 ماه آينده تعيين کرده و طبق گفته منبع اين نشريه، «رئيس‌جمهور به کاخ سفيد گفته که مي‌خواهد 90 روز ديگر در موقعيتي باشد که عدم پايبندي ايران به برجام را اعلام کند و وظيفه آن‌ها اين است که او را به اين نقطه هدف برسانند.» اين اتفاق پس از آن بود که ترامپ از عملکرد وزارت خارجه آمريکا در تائيد اجراي برجام از سوي ايران انتقاد کرده و گفته است که جز تائيد پايبندي ايران هيچ راهي برايش باقي نگذاشته بودند، از اين رو، تيم جديدي را جايگزين تيم وزارت خارجه براي رصد تعهدات برجامي ايران کرده و به دنبال کارشکني ساختاري در توافق هسته‌اي است.

اين در حالي است که برخي مسئولين آمريکايي از عبور کردن کاخ سفيد از کنار برجام به جاي لغو آن سخن به ميان آورده و آن را راهکاري براي در امان ماندن از فشارهاي جهاني برشمرده بودند. از سوي ديگر، سناتور «باب کورکر»، با مقايسه توافق هسته‌اي و معاهده آب و هوايي پاريس مدعي شد که واشنگتن الزامي براي اجراي اين توافق ندارد و مي‌تواند نسبت به خروج از آن تصميم بگيرد. افزون بر اين، سناي آمريکا در اواخر دولت اوباما قانون «آيسا» (تحريم‌هاي ده‌ساله ايران) را تمديد کرد و «قانون جامع تحريم‌هاي ايران» (S 722) نيز با تصويب سنا در مراحل پاياني براي تبديل‌شدن به قانون اجرايي است. به نظر مي‌رسد که با توجه به شرايط موجود، دو احتمال در رابطه با سياست کلان آمريکا در ارتباط با برجام قابل بررسي است:

1. سابقه نشريه «فارين پاليسي» که بنيان‌گذاران آن را افرادي مانند «ساموئل هانتينگتون»، نظريه‌پرداز «جنگ تمدن‌ها» تشکيل داده است، نشان مي‌دهد که مطرح کردن گزاره خروج آمريکا از برجام با دست و پا کردن بهانه‌هاي جديد، امري دور از انتظار نيست چراکه رئيس جمهور جنجالي آمريکا فردي است که ثابت کرده مي‌تواند به راحتي هر نوع توافقي که باب ميلش نباشد و آن را مغاير با منافع دولتش بداند لغو کند. زير سؤال بردن «پيمان آتلانتيک شمالي» (ناتو) و ناکارآمد خواندن آن، عليرغم عضويت آمريکا در آن از بدو تأسيس اين سازمان نظامي و همچنين، عدم پذيرش معاهده آب و هوايي پاريس با وجود سردمداري دولت‌ قبلي اين کشور براي تشويق ديگر کشورها به منظور پذيرش اين پيمان اقليمي، از اين واقعيت نشان دارد که نه ترامپ، بلکه هيئت حاکمه آمريکا در ادوار مختلف، هر جا که راهبردهاي اين کشور اقتضاء کند، از هر پيماني روي‌گردان خواهند بود.

در ارتباط با توافق هسته‌اي، اين نقض عهد آسان‌تر است زيرا با برخي شواهد و قرائن به نظر مي‌رسد معاهدات و قول و قرارهايي که آمريکايي در برجام متعهد شدند، از طرف نظام سياسي آمريکا نبوده و صرفاً تعهداتي از سوي رئيس جمهور و وزير امور خارجه وقت اين کشور بوده‌اند. لذا همان‌گونه که «باب کورکر» تصريح کرده است، «اوباما» به موجب اختيارات قانوني خود توافقات بين‌المللي را پذيرفت و ترامپ هم دقيقاً به همان دليل، مي‌تواند به راحتي از آن‌ها خارج شود. نگراني و دلواپسي منتقدان برجام نيز ناظر به همين مسئله بود که ساز و کاري انديشه شود تا با عنايت به سابقه تاريخي آمريکايي‌ها در بدعهدي، راه هر گونه نقض عهد حريف مسدود شده و خلل و فرج‌هاي آن مرتفع گردد. بنابراين، بعيد نيست که در دوره 3 ماهه بعدي که موعد انتشار گزارش تيم ويژه کاخ سفيد در موضوع برجام است، جاي شاکي و متهم عوض شده، آمريکايي‌ها مدعي نقض برجام از سوي ايران شده و در نتيجه، ژست خارج شدن از آن بگيرند.

در اين صورت احتمال مي‌رود که راهبرد آمريکا در قبال ايران با چالش جدي مواجه گردد چراکه از يک سو، گزارش‌هاي متعدد آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي و پايبندي ايران به برجام، مهر تائيد زده و از سوي ديگر، افق همکاري کشورهاي جهان در سايه سياست‌هاي غيرمنطقي آمريکا تيره و تار خواهد شد.

2. احتمال بعدي که واکاوي قرائن و شواهد از احتمال مضاعف اين گزينه حکايت دارد، حفظ متن برجام و به قول وزير خارجه کشورمان،عمل کردن آمريکايي‌ها به تعهداتشان روي کاغذ است؛ با اين رويکرد که گزارش سه ماه آينده را مستمسک نقض روح برجام قرار دهند و مبنايي براي اجرايي کردن قانون S722 بتراشند. يکي از بهانه‌هاي اصلي آمريکا در اين حالت، توسعه و ارتقاء توان دفاعي – تهاجمي کشور و افزايش نفوذ منطقه‌اي کشورمان به ويژه پس از آزادسازي موصل و تحولات سوريه است تا از اين طريق، هم بهانه‌اي براي حفظ و افزايش تحريم‌ها بيابد و هم به خيال خود، امتيازات ديگري را براي تأمين امنيت رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي از ايران بگيرند.

گفتني است که کاخ سفيد بر اساس مفاد برجام موظف است که علاوه بر لغو تحريم‌هاي قبلي، از اعمال تحريم‌هاي جديد اجتناب کند؛ افزون بر اينکه طبق شروط مقام معظم رهبري براي اجراي برجام، اعمال هرگونه تحريم‌ خود ساخته به بهانه موشکي، حقوق بشر و ... ناقض توافق هسته‌اي به شمار مي‌آيد اما دولتمردان آمريکايي برخلاف تعهداتشان که نقض صريح برجام محسوب مي‌شود، درصدد تشديد تحريم‌هايي هستند که حتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي سابقه نداشته است. در واقع بايد گفت که سناريوي آمريکايي‌ها به اين شکل مهندسي شده است که بر اساس يافته‌هاي تيم جديد رصد برجام، از همه خلل و فرج‌هاي توافق هسته‌اي که رهبر حکيم انقلاب از آن‌ها گله داشتند، نهايت استفاده را کرده و تحريم‌هاي گذشته را اين‌بار با شدت بيشتر و با بهانه‌هاي جديدتر بازگردانند.

از جهات مختلف هم به سود طرف مقابل نيست که عليرغم تائيد تعهدات کامل ايران از سوي بازرسان آژانس بين‌المللي، تحريم‌هاي جديد را اعمال کند بلکه توصيه‌ هيئت‌هاي انديشه‌ورز آمريکايي به ترامپ و تيمش اين بوده که هيچ‌گاه چماق توافق هسته‌اي را انتخاب نکند، اگر بناست تحريم‌هاي تازه‌اي را در نظر بگيرد، حتماً ناظر به تخلفات موهوم ايران باشد و از خروج يک‌جانبه از برجام اجتناب کند. هرچند سياستمداران و سياست‌پردازان کاخ سفيد، چه جمهوري‌خواه و چه دموکرات، از يک روش مبنايي در قبال ايران تبعيت کرده‌اند و تاکتيک‌هاي متفاوتي را بکار برده‌اند، اما بايد منتظر ماند و ديد که قطب‌نماي بدعهدي آمريکايي‌ها اين‌بار به سمت کدام‌يک از اين دو گزينه مي‌چرخد.

انتهاي پيام/1026ج

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
مسابقه کتابخوانی
 
اوقات شرعی
نشر خبر