آخرین اخبار
 
کد مطلب: 106358
رهبر معظم انقلاب به جوانان چه توصيه‌هايي کردند؟
تاریخ انتشار : 1395/10/14 13:39:07
نمایش : 47
جايگاه قشر جوان در ديدگاه مقام معظم رهبري همواره حائز اهميت بوده و به بهانه مناسبت‌هاي مختلف ايشان با بيانات ارزشمند خود آنان را مورد هدايت قرار داده‌اند.
به گزارش منطقه آزاد به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، جايگاه قشر جوان در ديدگاه مقام معظم رهبري همواره حائز اهميت بوده و به بهانه مناسبت‌هاي مختلف ايشان با بيانات ارزشمند خود جوانان جامعه کشور را مورد هدايت قرار داده‌اند، گزيده‌اي از آن را در ذيل مي‌خوانيد:


بهترين راه فلج کردن ملتها،فلج کردن جوانان است

امروز سياست مشترکي در همه‌ي دنيا، به وسيله‌ي مراکز معيني دنبال ميشود. اين سياست عبارت است از اين‌که جوانان را تا خرخره در شهوات و غرايز جنسي و فساد اخلاقي غرق کنند. اين يک سياست رايج در دنياست و شامل شرق و غرب ميشود؛ هر منطقه‌اي آن را با هدفي خاص دنبال ميکند. مراکزي که اين سياستها را طراحي ميکنند، وسايل و ابزار آن را هم به‌طور فراوان فراهم ميکنند. اين مراکز به‌طور عمده شامل مراکز اقتصادي صهيونيستي و قدرت‌طلبان بين‌المللي است که چشم به سرچشمه‌هاي ثروت در کشورهايي دوخته‌اند که غالبا عقب‌افتاده و فقير و ضعيفند و منابع ثروت بسياري دارند. براي به چنگ آوردن اين منابع ثروت، مهمترين مانع، اراده‌ي ملتهايي است که اين منابع متعلق به آنهاست. براي فلج کردن ملتها، بهترين راه، فلج کردن جوانان است؛ چون جوانان نيروي فعال هر کشورند.

براي فلج کردن جوانان بهترين راه آلوده و زمينگير کردن آنها به وسيله‌ي فحشا، مستي و مواد مخدر است. در کشورهاي غربي اين سياست به اين دليل دنبال ميشود که جوانان مزاحم صهيونيستها نشوند. داستان تسلّط شبکه‌ي بين‌المللي صهيونيسم بر مجلس، پارلمان، دولت، مسؤولان و به‌طور عمده سياستهاي بسياري از کشورها - به‌ويژه کشورهاي غربي - بسيار شگفت‌آور و عجيب است. اگر در کشوري، يک فرد با انگيزه‌هاي ضدصهيونيستي براي مسؤوليتي سياسي انتخاب شود، آن‌قدر شبکه‌هاي صهيونيستي به شکلهاي گوناگون بر او و افکار جامعه فشار مي‌آورند که وي نميتواند به مسؤوليت خود ادامه دهد و مجبور به استعفا و کناره‌گيري ميشود.( بيانات در ديدار جوانان و دانشجويان سيستان و بلوچستان ۱۳۸۱/۱۲/۰۶)


جواني سرچشمه فياض تمام نشدني از نيروست

دانشگاه يک محيط تراکم نيرو است؛ اين نيروها ناشي از دو عنصر اصلي است: يکي اصل جواني است، که من عقيده‌ام اين است خيلي از جوانها خودشان قدر نيروي جواني را نميدانند؛ يعني هنوز کشف نکردند توانائي بي‌حد و حصري را که در محيط جوان وجود دارد.

جواني يک سرچشمه‌ي فياض تمام‌نشدني از نيرو است. عنصر دوم، خود مسئله‌ي علم و دانش و دانشجوئي است. خود دانشجوئي به انسان توان ميدهد. توجه به علم، توجه به دانش، خودش توان‌افزا و توان‌آفرين است. البته بر اين دو عنصر اضافه کنيم فضائي را که انقلاب به وجود آورد؛ و اگر بخواهيم با نگاه حداقلي نگاه کنيم، انقلاب اين فضا را در محيطهاي جوان و محيطهاي دانشجوئي، حداقل تشديد و مضاعف کرد. يعني حالت نشاط، سرزندگي، دوري از دلمردگي، اعتماد به نفس، در محيط دانشجوئي زياد است. بنابراين ما هرچه از دانشجوها توقع داشته باشيم، کارهاي سخت را از آنها بخواهيم، متوجه آنها بکنيم، توقعات ارائه بدهيم، به نظر من پرتوقعي نيست. کارهاي زيادي ميشود انجام داد. ما يک جريان سيال و نيروي تمام‌نشدني‌اي داريم که اگر چنانچه اين نيرو آزاد و هدايت شود، ميتواند کشور را به طور کامل آباد کند.(بيانات در ديدار دانشجويان ۱۳۹۱/۰۵/۱۶)


نردبان دانشگاه و هوشياري جوانان

آمريکايي‌ها به‌تدريج فهميده‌اند که علت ايستادگي ملت، باورها و اعتقادات ديني است به همين علت، امروز با ابزارهاي جديد، اين اعتقادات و ارزش‌ها را آماج حمله قرار داده‌اند اما دانش‌آموزان، دانشجويان و همه‌ي جوانان ما، اين حيله را بي‌اثر خواهند کرد. دشمن تلاش فراوان مي‌کند دانشگاه‌ها را مانند دوران ننگين رژيم پادشاهي به پلي به سمت غرب تبديل کند، اما با هوشياري جوانان عزيز ما، دانشگاه‌ها به نردباني به سمت آرمان‌هاي بلندمدت تبديل شده‌اند و جوانان ما، اين موقعيت تأثيرگذار را حفظ مي‌کنند.(ديدار دانش‌آموزان و دانشجويان با رهبر انقلاب  ۱۳۹۴/۰۸/۱۲)


مساله جوانان بايد مسئله‌اي ملي شود

مسأله جوانان در کشور ما، بايد به يک مسأله حقيقتا ملي تبديل شود. همه بايد در قبال اين مسأله احساس مسؤوليت کنند؛ هم دولت، هم روحانيت، هم بسيج، هم سازمانهاي ورزشي و هم صدا و سيما. همه دستگاه‌هايي که در زمينه‌هاي مربوط به جوانان ميتوانند نقشي ايفا کنند، بايد درخصوص مسأله جوانان در اين کشور احساس مسؤوليت کنند.

من ميخواهم امروز با حضور در اين مجلس و با طرح مسأله جوانان و با سخن گفتن رودررو با جوانان، اين پيام را به همه مسؤولان برسانم که بايد مسأله جوانان، نيازهاي جوانان، آينده جوانان و برنامه‌ريزي براي جوانان را يک مسأله درجه يک و جدي به حساب آورند. اين اجتناب ناپذير است. مطالبي مانند "اميد ملت" و "آينده کشور" مکرر درباره جوانان گفته ميشود. اينها مطالب راستي است، اما تکراري است.(بيانات در ديدار با جوانان در مصلاي بزرگ تهران‌ ۱۳۷۹/۰۲/۰۱)


کشور به جواناني داراي بازوان قدرتمند نياز دارد

امروز کشور به جوانهايي نياز دارد که بتوانند بازوان پرقدرتي باشند براي پيشرفت کشور، سرشار از انگيزه‌ي ايماني، بصيرت ديني، همت بلند، جرئت اقدام، اعتمادبه‌نفس، اعتقاد به اينکه "ما ميتوانيم"، اميد به آينده، افقهاي آينده را روشن و درخشان ديدن، روح استغناء -نه به معناي اعراض از فراگيري از بيگانگان، که اين را ما هرگز توصيه نکرده‌ايم و نميکنيم؛ حاضريم شاگردي کنيم پيش ديگران که از ما بيشتر بلدند- روحيه‌ي استغناء از تأثيرگذاري، تحميل و سوءاستفاده‌ي از انتقال دانش که امروز در دنياي دانشمند که دنياي قدرت استکباري است اين معنا رايج است -اين روحيه‌ي استغناء بايد در جوان وجود داشته باشد- روحيه‌ي فهم درست از موقعيت کشور که ما در کجا هستيم و کجا ميخواهيم برسيم و چگونه ميتوانيم اين راه را طي کنيم -که در بيانات امروز اين اساتيد، نکات روشني در اين زمينه حقيقتا وجود داشت- قاطع بودن در برابر دست‌اندازي، تجاوز و خدشه‌دار کردن استقلال ملي؛ ما به جوانهايي با يک‌چنين روحيه‌هايي نياز داريم. اين روحيه‌ها را، اين امتيازات را استادها ميتوانند در نسل جوان مشغول تحصيل و علم‌آموز کشور، القا کنند و تزريق کنند و به‌وجود بياورند؛ استاد اين است؛ البته با روش، با منش، نه با درس اخلاق.

توصيه نميکنم که اساتيد علمي، کلاس اخلاق بگذارند براي دانشجو؛ اين يک کار ديگري است. اساتيد ما با رفتار خودشان، با اظهارات خودشان، با منش خودشان، با اظهار عقيده‌هايي که در زمينه‌هاي مختلف ميکنند، ميتوانند اين تأثيرات را در دانشجوي خود، در جوان امروز القا کنند و به‌وجود بياورند و خلق کنند. اينکه ما گفتيم اساتيد فرماندهان جنگ نرمند، اين به اين معنا است. اگر آن جوان -همچنان‌که ما عرض کرديم- افسر جوان جنگ نرم است، استاد، فرمانده او است و اين فرماندهي به اين صورت است.(بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها  ۱۳۹۴/۰۴/۱۳)


آمريکايي‌ها دلشان ميخواهد جوانهاي ما نسبت به دشمن خوش‌بين باشند

دشمن، افسر جنگ نرم ما را، که جوانها هستند، يک جور مي‌پسندد، جمهوري اسلامي يک جور مي‌پسندد. اين را که در جمهوري اسلامي بر روي تدين، پاک‌دامني، پارسايي و پرهيز از افراط غرايز تکيه ميشود، حمل نکنند بر تعصب و، به قول خودشان، دگم‌انديشي و تحجر و مانند اينها؛ نه، اين شيوه‌ي تربيتي است، اين برگرفته و برخاسته‌ي از تعريف افسر و فرمانده جنگ نرم است. يکي از عرصه‌هاي چالش ما با آمريکا اين است. آمريکايي‌ها دلشان ميخواهد جوانهاي ما آن شجاعت را نداشته باشند، آن اميد را نداشته باشند، آن انگيزه را نداشته باشند، آن تحرک را نداشته باشند، آن توان جسمي را نداشته باشند، آن توان فکري را نداشته باشند، نسبت به دشمن خوش‌بين باشند، نسبت به فرماندهي خودي و عقبه‌ي خودي بدبين باشند؛ جوان ما را دشمن اين‌جوري مي‌پسندد.

هدف تبليغات راديويي و تلويزيوني و اينترنتي دشمن و همه‌ي کارهاي گوناگوني که ميکند، که مخاطبش جوانهاي ما باشند، اين است؛ جوان ايراني را ميخواهد تبديل کند به آن‌چنان عنصري؛ عنصري که نه ايمان درستي دارد، نه شجاعت آن‌چناني دارد، نه انگيزه‌اي دارد، نه اميدي دارد؛ ميخواهد تبديل کند به اين. جمهوري اسلامي درست نقطه‌ي مقابل [است‌]؛ ميخواهد اين جوان تبديل بشود به يک عنصر فعّال و اثرگذار.(بيانات در ديدار اعضاي انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان ۱۳۹۵/۰۲/۰۱)

نه آقا!

بعضي دل خوش کردند و گفتند هر چه از انقلاب دورتر بشويد، انقلاب کمرنگتر خواهد شد. مي بينند که نشد. آن اراده هايي که مي‌ايستد و اعلام مي‌کند که در مقابل تهديد ابرقدرت زياده طلب جهاني از چيزي نمي ترسد، همين اراده هاست؛ همين هايند؛ و جوانهايي که پشت سر اينها آمده اند.
امروز نسل جوان ما در برابر هر امتحاني مثل همان نسل جوان دوران جبهه است. بعضي با ديدن يک ناهنجاري در يک دختر يا پسري در خياباني يا در محيطي، فورا قضاوت مي کنند که نسل جوان ما از بين رفت؛ نه آقا! آن وقت هم داشتيم. نسل جوان، نسل جوانِ مؤمني است. در آزمونهاي دشوار است که يک ملت را مي توان شناخت؛ يک ملت در آزمونهاي دشوار خودش را نشان مي دهد. نخبگان يک ملت تأثير خودشان را در سرنوشت کشورشان آن وقتي مي توانند نشان دهند که آزمايشهاي دشوار پيش بيايد.

جوانهاي عزيز بدانند که شناسنامه ي يک ملت و يک قوم با اين چيزها تعيين مي شود؛ اينهاست که تعيين کننده است؛ اينهاست که اگر امروز شما آن را ساختيد، فرداي خوبي در اختيار شماست. کساني که در دنيا به جايي رسيدند و ملتهايي که عظمتي کسب کردند، اين طوري کسب کردند. البته اکثر آن ملتها اميدي به سرنوشت شخصي خودشان بعد از پايان اين دوران حيات ظاهري نداشتند؛ خيلي هايشان هم اميد به آينده نداشتند؛ اما شما داريد. "انّ اللَّه اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنّة"؛ اين جان را خداي متعال با بهشت معامله مي کند. "هي فلا تبيعوها بغيرها"، مبادا اين جان با ارزش انساني را به غير بهشت بفروشيد. ارزش جان شما بهشت است. جان شما ارزشي به قدر بهشت دارد.(بيانات در ديدار خانواده‌‌هاي شهدا و ايثارگران استان سمنان  ۱۳۸۵/۰۸/۱۸)


جوانان پايه هاي اصلي انقلاب‌اند/دشمن روي جوانان سرمايه گذاري‌هاي زياد مي‌کند

شما دانشجويان و دانش‌آموزان و جوانان، براي نسل آينده و دوره‌ي بعد، پايه‌هاي اصلي انقلابيد. امروز هم شما در انقلاب تأثير زيادي داريد؛ چون جوانيد. امروز هم شما در جبهه‌ي سياسي و نظامي و سازندگي و هر جاي ديگر که بتوانيد حضور داشته باشيد، عنصر فعال انقلابيد؛ اما فردا شما پايه‌هاي انقلاب هستيد. امروز، عناصر مؤثريد؛ ولي فردا ستونهاي انقلاب هستيد. توجه کنيد انقلاب را با ريشه‌ها و مباني فکري و منطقيش، بدرستي بشناسيد.

امروز که يازده سال از آن روزهاي خونين ميگذرد، نسل جوان ملت ايران حق‌ندارد آن روزهاي سياه قبل از آن را از ياد ببرد. در حرکت عظيم ملت ايران، نسل جوان بايد پيشرو باشد. براي نسل جوان - بخصوص نسل جوان دانشجو - بي تفاوتي و خونسردي جايز نيست. آن جواني که به سرنوشت کشور نينديشد و حوادث و خصومتهايي را که نسبت به کشورش در دنيا سازماندهي ميشود، نبيند و نسبت به آنها نجوشد و نخروشد، آن جوان لايق اين نيست که نام جوان شهروند يک ملت انقلابي را روي خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پر تپشي است که در سختيها، به‌داد کشور و ملت رسيد و آنها را نجات داد.

جوان نسل امروز، از اين جهت که در دوراني مثل دوران سياه خفقان و اختناق رضاخاني و محمدرضاشاهي نبوده، شانس آورده است. سختيهايي که جوانان آن روزگار تحمل کردند، هيچ وقت نبايد از ياد جوانان امروز برود. البته، اين فداکاري مخصوص ملت ما هم نبود؛ جوانها و نوجوانهاي ملتهاي ديگر هم، در دوران اشغال کشورشان و يا در دوران اختناق حاکم بر ملتشان، فداکاريها کردند.

امروز، شما جوانان وظيفه داريد انقلاب را با همه‌ي وجود، تا اعماق جانتان نفوذ و رسوخ بدهيد و مفهوم انقلاب و مباني فکري آن را از بن دندان درک کنيد و براي هنگامي که اين ملت بدان احتياج دارد و در دو صحنه مبارزه ميکند، آن را در خود ذخيره کنيد. صحنه‌ي اول، صحنه‌يي است که انقلاب را از لحاظ اقتصادي يا نظامي و يا سياسي تهديد ميکند که بايد آن ذخيره را براي دفاع از انقلاب و کشورتان - به هرگونه که زمان و موقعيت اقتضا ميکند - به‌کار بنديد. صحنه‌ي دوم، صحنه‌ي سازندگي است. بهترين سازندگان، سازندگان انقلابيند. بهترين پديدآورندگان دنياي آباد باغ انقلاب، کساني هستند که از انقلاب جوشيده‌اند و انقلاب در جان آنها رسوخ کرده است. شما جوانان بايد براي اين دو صحنه، خودتان را هر لحظه آماده داشته‌باشيد.

من به‌عنوان فردي که جريانها را ميشناسد و از جريانهاي جهاني و پشت پرده و توطئه‌هاي دشمن آگاه است و از اول انقلاب با آنها سروکار داشته است، ميگويم که جوانان عزيز! دشمن روي شما سرمايه‌گذاريهاي زيادي ميکند؛ حواستان جمع باشد. عده‌يي را به بيتفاوتي ميکشاند و عده‌يي را دلسرد و مأيوس ميکند. يأس، بزرگترين آفت جوان است. جوانها بدانند که متأسفانه يأس به روح جوان زودتر راه پيدا ميکند؛ همچنان که اميد اين‌گونه است. در مقابل يأسي که دشمن ميخواهد به جوانها تلقين و تزريق کند، خودتان را مصونيت بدهيد.

جواني که مظهر طهارت و صفا و پاکي است، دشمن ميخواهد او را به فساد و بيصفايي و ناپاکي - در انواع مختلفش - بکشاند. همچنين عده‌يي را با تزريق تأملات و تفکرات غلط سياسي، از راه صحيح منحرف کند. اوايل انقلاب، عده‌يي جوان در اين کشور پيدا شدند و اسلحه به دست گرفتند و با دولتي انقلابي - که شرق و غرب با آن مبارزه ميکرد - جنگيدند! دشمن، در مغز اين بيچاره‌ها و طفلکها، فکر غلط سياسي تزريق کرده بود. در همين دانشگاه تهران، در سال 58 و 59، دانشجو سنگرسازي کرد و اسلحه به‌دست گرفت و به سمت دولت و ملت انقلابي تيراندازي کرد. اين کار، با کدام مقياس قابل فهم و باور است؟! دانشجويي که بايد در برابر دشمنان انقلاب سينه سپر کند و سپر بلاي اين انقلاب بشود، خودش بلايي به جان اين انقلاب شد! اين، اصلاً قابل باور نيست؛ اما اتفاق افتاد.

البته، انقلاب موج خروشاني است که هر چيزي بخواهد با او مقابله کند، آن را تحمل نميکند. انقلاب، آنها و بزرگتر از آنها را با خودش برد. بعضي توانستند با جريان انقلاب همسو شوند و بالاخره خودشان را به نحوي با انقلاب همراه کنند و نجات پيدا کنند؛ امّا عده‌يي ديگر هم در اين اقيانوس موّاج غرق و نابود شدند و صد البته، نابودي معنوي از نابودي جسمي خطرناکتر است.

امروز، هر انديشه‌يي که جوان را دچار اين احساس بکند که از مسؤولان و پيشروان انقلاب و مديران کشور جداست، اين انديشه و تفکر، از نوع همان تفکرات سياسىِ غلطِ تزريق شده است. امروز بايد ملت و دولت، پشت‌به‌پشت و دست‌به‌دست هم و در کنار يکديگر، با تمام توان تلاش کنند تا همه‌ي طلسمهاي استکبار و سلطه را بشکنند و از بين ببرند. اين، صحنه‌ي بسيار مهم و حساسي است. تفکري که شما را هدايت خواهد کرد و بايد بکند، تفکر اسلامي است. بايد در دانشگاهها به تفکرات اسلامي و کار اسلامي، خيلي اهميت بدهيد.(بيانات در ديدار دانشجويان و دانش‌آموزان  ۱۳۶۸/۰۸/۱۰)

جوانان خود را ذخيره ملي بدانند

مسؤولان و نظام اسلامي وظيفه‌ي سنگيني بر عهده دارند. بايد بستر آمادگي فرهنگي و اخلاقي را براي جوانان فراهم کنند؛ اما اولين مسؤوليت را جوانان بر دوش دارند. اين مسؤوليت چيست؟ اين مسؤوليت آن است که جوان به عنوان يک انسان، خود را امانت خدا و به عنوان يک جوان، ذخيره‌ي ملي بداند. دشمنان تلاش ميکنند اين جوان را با مواد مخدر و به شهوات و مسکرات آلوده کنند و با پرداختن به چيزهايي که او را از پيمودن اين راه طولاني به سوي قله‌هاي سعادت و افتخار باز ميدارد، مشغول و سرگرم نمايند تا در نهايت فاسد شود. جوان بايستي در خود و محيط پيرامونش ايمان و معرفت و اراده را تقويت کند. يکايک شما دختران و پسران بايد در محيط دانشگاه، مدرسه، کار و تلاش اجتماعي و سياسي مراقب باشيد و از نفوذ فساد و رخنه کردن ترشحات آن جلوگيري کنيد. بايد نسبت به آن حساس باشيد.(بيانات در ديدار جوانان و دانشجويان سيستان و بلوچستان  ۱۳۸۱/۱۲/۰۶)


کشورهايي که جوان کم دارند، کارشان لنگ است/ مجبورند قرض بگيرند!

آن کشورهايي که جوان کم دارند - کمااين‌که بعضي از کشورها امروز به خاطر بعضي از سياستهاي تنظيم نسل و خانواده و از اين حرفها، دچار کمبود نسل جوان هستند - ولو در علم و تکنولوژي و ترقيات جلو باشند، کارشان لنگ است؛ مجبورند از کشورهاي ديگر جوان قرض بگيرند! جوان و جواني، يکي از درخشندگيهاي آفرينش الهي است. دشمنان جوامع - از جمله جوامع اسلامي - اين نکته را خوب تشخيص داده‌اند و بخصوص روي آن انگشت گذاشته‌اند. اين مربوط به امروز نيست؛ از يک قرن پيش تاکنون اين‌گونه بوده است.

 در کشورهاي اسلامي، براي ضايع کردن نسل جوان، برنامه‌ي همه‌جانبه‌يي شروع شد. ميدانيد که دوران استعمار - يعني دست‌اندازي کشورهاي غربي به کشورهاي آسيايي و آفريقايي - نزديک به دويست سال قبل شروع شد. آنها ميدانستند که اين وضع ادامه پيدا نميکند، و اگر جوانان رشد کنند، بافرهنگ بشوند، با اراده باشند، نميگذارند آب خوش از گلوي بيگانگان و چپاولگران پايين برود؛ لذا براي فاسد کردن نسل جوان برنامه‌ريزي کردند. (بيانات در ديدار جمعي از دانش‌آموزان و دانشجويان   ۱۳۷۰/۰۸/۱۵)
 

جوانان بخوبي بار انقلاب را به پيش مي‌برند

 نسل جوان، بار انقلاب را بر دوش داشته است و دارد و در آينده هم خواهد داشت. اين مخصوص جوان دهه‌ي ۶۰ نيست؛ جوان دهه‌ي ۹۰ هم که شما هستيد، بار سنگيني را بر دوش داريد. و من ميبينم و مشاهده ميکنم که بحمدالله جوان کشور ما، بخصوص جوانان دانشجو و تحصيلکرده، اين بار را بخوبي پيش ميبرند و ان‌شاءالله به منزل خواهند رساند.

هم امروز که روز مجاهدت و ايستادگي و بصيرت و صبر در گذرگاه انقلاب است، و هم در آينده که مسئوليتها و مأموريتهاي زيادي در عرصه‌هاي مختلف بر دوش شما جوانان خواهد بود - در عرصه‌ي علمي، در عرصه‌ي سياسي، در عرصه‌ي اجتماعي، در عرصه‌هاي ديپلماسي، در عرصه‌هاي اقتصادي و فني و همه‌ي عرصه‌هاي زندگي - نقش جوانان برجسته است. پس شما، هم امروز مسئول و مشغول تلاش هستيد، هم ان‌شاءالله در آينده چنين خواهد بود. بنابراين ديدار با جوانان، گفتن با آنان و شنيدن از آنان، داراي اهميت است.(بيانات در ديدار دانشجويان کرمانشاه    ۱۳۹۰/۰۷/۲۴)

انتهاي پيام/
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
 
دانلود نرم افزار اندروید سلام
جشنواره ققنوس
 
جهت عضویت در کانال رسمی منطقه آزاد کلیک کنید
اوقات شرعی
با شهدا
پاتوق جهادگران دانشجوی استان