آخرین اخبار
 
کد مطلب: 106343
در بيانيه بسيج دانشجويي استان چهارمحال و بختياري عنوان شد/
تکرار دوباره دوران خفقان سالهاي سازندگي و اصلاحات با تحت فشار قرار دادن تشکل ها و دانشجويان منتقد انقلابي
تاریخ انتشار : 1395/10/09
نمایش : 299
اما آيا فتنه براي هميشه خاموش شد؟و آيا فتنه گران و خوارج براي هميشه پراکنده و نابود شدند؟و آيا همان خواص بي خواص اکنون خاصيتي پيدا کرده اند؟!
به گزارش منطقه آزاد، شوراي تبيين مواضع بسيج دانشجويي به مناسبت 9 دي اقدام به صدور بيانيه اي کرد که متن آن بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرين

و نقشه کشيدند؛ و خداوند چاره‌جويي کرد؛ و خداوند، بهترين چاره‌جويان است . آل عمران ﴿۵۴﴾

فرخنده سالروز ۹ دي ماه ،روز بصيرت و حماسه،روز ايستادگي ملت در برابر جريان قدرت،ثروت و اشرافيت،و روز تو دهني محکم مردم ولايتمدار در حمايت از نظام جمهوري اسلامي به فتنه گراني متوهمي بود که همچون خوارج زمان چشم هاي خود را بر روي حقيقت بسته بودند و در کنار سکوت خواص بي بصيرت زمانه، دَدمنشانه سعي باطلي در به پرتگاه کشاندن نظام اسلامي کردند.

امّا هيچ گاه بي خاصيت بودن خواص در قريب به اين چهل سال از گذشت انقلاب مبارک اسلامي،مانع نشد امت بيدار و ولايت مدار،نداي «اَيْنَ عَمّٰار» ولي زمان را جانانه لبيک نگويند و براي حفظ تماميت نظام و حراست از حريم ولايت به ميدان نيايند.

اميرالمؤمنين (ع) در خطبه قاصعه،مردم جامعه اسلامي را ازاطاعت خواص متکبّرشان بازمي دارند: ((أَلَا فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ مِنْ طَاعَةِ سَادَاتِكُمْ وَ كُبَرَائِكُمْ الَّذِينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ وَ تَرَفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِمْ)) از پيروى و اطاعت بزرگترها و رؤسايتان بر حذر باشيد همانها كه به واسطه موقعيت خود تكبر مى‏فروشند همانها كه خويشتن را بالاتر از نسب خود مى‏شمارند.


و در ادامه اينگونه خواص متکبّر را ارکان ايجاد فتنه هاي سياسي-  اجتماعي در جامعه مي دانند: ((فَإِنَّهُمْ قَوَاعِدُ أَسَاسِ الْعَصَبِيَّةِ وَ دَعَائِمُ أَرْكَانِ الْفِتْنَةِ وَ سُيُوفُ اعْتِزَاءِ الْجَاهِلِيَّةِ))؛ آنها پى و بنيان تعصب و ستون و اركان فتنه و فساد و شمشيرهاى تفاخر جاهليتند.


اين خواص متکبرسخنگويان شيطانند که شيطان به وسيله آنان به مردم حمله مي کند: ((وَ هُمْ أَسَاسُ الْفُسُوقِ وَ أَحْلَاسُ الْعُقُوقِ اتَّخَذَهُمْ إِبْلِيسُ مَطَايَا ضَلَالٍ وَ جُنْداً بِهِمْ يَصُولُ عَلَى النَّاسِ وَ تَرَاجِمَةً يَنْطِقُ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ اسْتِرَاقاً لِعُقُولِكُمْ وَ دُخُولًا فِي عُيُونِكُمْ وَ نَفْثاً فِي أَسْمَاعِكُمْ فَجَعَلَكُمْ مَرْمَى نَبْلِهِ وَ مَوْطِئَ قَدَمِهِ وَ مَأْخَذَ يَدِهِ ))آنها؛ اساس گناهانند و همدم نافرمانيها، ابليس آنان را مركب‏هاى راهوار گمراهى قرار داده، و سپاهى كه بوسيله آنها بر مردم غلبه يابد انتخاب كرده، و آنها را به عنوان سخنگوى خود براى دزديدن عقلهايتان، داخل شدن در چشمها و دميدن در گوشهايتان برگزيده است. و به اين ترتيب شما را هدف تيرهاى خويش، و پايمال شدگان زير گامها و دستاويز خود قرار داده است.
 (نهج البلاغه؛ خطبه 192)


اما آيا فتنه براي هميشه خاموش شد؟و آيا فتنه گران و خوارج براي هميشه پراکنده و نابود شدند؟و آيا همان خواص بي خواص اکنون خاصيتي پيدا کرده اند؟!   اميرالمئومنين چنين پاسخ مي دهد:
«کلاّ والله إنّهم نُطَف في أصْلاب الرجال وقرارات النساء کلّما نَجَم منْهم قرنٌ قُطِع، حتّي يَکون آخرهم لُصوصاً سَلاّبين»


اينها نطفه ‏هايي هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداري از اينها از بين بروند، عده اي ديگر ظهورمي کنند تا اين که سرانجامِ کار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.

مگر امروز اين دزدان غارتگر بيت المال و اين سارقان مسلح به قدرت «پول و رسانه» براي فريب مردم و اين راهزنان شکننده قلم منتقدين و بستن دهان عدالتخواهان حجت آشکاري بر تآييد اين خطبه شريف نيستند؟

اکنون نيز، هم راه سالار شهيدان زنده است و هم ‏مرام و مسلک اموي و مرواني و عباسي وجود دارد.

اما بعد: عدالت تنها عسلي است که به کام آدمي تلخ است اما ظاهرا اين تلخي به کام دولتمردان تدبير و اميد تلخ‌تر و گزنده تر بوده است....

ظاهرا پروژه بستن دهان منتقدين به مسئولين درون استاني دراستانداري و دانشگاه ها نيز سرايت کرده است.

در آخرين برگ زريني که دولتمردان به کارنامه پر افتخار منتقدستيزي خود اضافه نمودند،پس از قرائت بيانيه توسط نماينده يکي از تشکلهاي دانشگاه آزاد شهرکرد که به نقد عملکرد دولت يازدهم و علي الخصوص استاندار و مسئولين استاني پيش از خطبه هاي نماز جمعه هفته گذشته پرداخته بود،بلافاصله مسئولين دانشگاهي و دولتمرداني که از بستن دهان منتقدين به خدا پناه مي بردند اين بار با تحت فشار‌ قرار ‌دادن تشکل ها و دانشجويان منتقد انقلابي، تکرار دوباره دوران خفقان سالهاي سازندگي و اصلاحات را در يادها زنده کردند. شوراي نظارت بر تشکل هاي دانشگاه آزاد در اقدامي غير قانوني،تهديد آميز  فعاليت هاي اين تشکل را تنها بخاطر انتقاد از دولت و استاندار ،تا انتخاب مسئول جديد و حذف مسئول منتقد فعلي به حال تعليق در آورد تا در يک اقدام تلافي جويانه اثبات کند همان طور که منتقدين را از جاي معدود تغذيه شونده ميخواندند خود نيز از جايي معدود در استان در اين تصفيه حساب مضحک هدايت ،تغذيه و جهت دهي ميشوند.


مع الاسف برخي تشکل هاي محاافظه کار و پيرو دولت،که فرياد آزادي بيانشان گوش فلک را کر نموده و ارتباط فکريشان با مراکز تصميم ساز دولتي درون استاني محرز ميباشد در همنوايي با اين عمل غير قانوني مسئولين،با تقبيح نقد از دولت در تريبون نماز جمعه آبروي استقلال ،عدم‌ وابستگي و عدالتخواهي جنبش دانشجويي را بردند.کساني که خود را به خواب خرگوشي زده اند شايد از يادبرده اند که «دانشجو موذن جامعه است،اگر خواب بماند نماز امت قضا ميشود.


اينها مطالبه حقوق حقّه مردم از تريبون نماز جمعه را به بازي هاي جناحي و حزبي تقليل ميدهند و نقد سازنده از دولت مطلوب خود را خيانت به کشور قلمداد ميکنند و همه چيز را در چهارچوب بازي هاي سياسي ميبينند که اگر به نفعشان نبود همانند سال ۸۸ آنرا بهم ميزنند.


متاسفانه مسئولين دانشگاه فرهنگيان نيز دراقدامي غيرقانوني برنامه سخنراني بسيج دانشجويي به مناسبت ۹ دي ماه را لغو‌کرده تا موضع خود را نسبت به فتنه علاناً اعلام کنند.از بستن دهان منتقدين به خدا پناه مي برند،ديگران را مذمت ميکنند اما ناشيانه با دست پس ميزنند و با پا پس ميکشند.اين عده تنها ياد گرفته اند به لقلقه زبان شعار انتقاد پذيري سردهند،اما تا نوبت به خودشان ميرسد اينچنين محکم در دهان منتقدين ميکوبند ووقيحانه قلم ها را لگدمال ميکنند.


بي شک همه ما به اتفاق شنيدن عيوب و اصلاح آن را قبول داريم، که اين همان بحث امر به معروف و نهي از منکر يا نقد سالم است  اما چرا برخي ها ا ز انتقاد مي ترسند و دوست دارند که فاقد هرعيب و نقصي باشند؟ آيا چنين انسان هايي وجود دارند؟ بي شک به غير ازائمه معصومين ،هيچ کس بي گناه و پاک نيست.انسان هايي که از نقد مي ترسند در اصل از بي ارادگي، ناتواني و بي سوادي خود مي ترسند تا با بيان آنها درجايي يا پي بردن مردم به آن موارد  ضعف شان آشکار نشود.


 وقتي که ما سرخود را همچون کبک به زير برف ببريم يا اينکه جهان بيني ما تا نوک بيني ما باشد، و به نظرات ديگران احترام نگذاريم يا خود مختار باشيم آنگاه بايد فاتحه خودمان را بخوانيم. هرچند نماينده دولت در ۱۶ آذر ماه پيام‌ دانشجويان انقلابي را در دانشگاه شهرکرد بوضوح‌ شنيد تاجايي که حرفي هم براي گفتن باقي نماند.اما بهتر بود اين بار به تأسي از ژنرال دبپلماسي ايران جناب ظريف بيايند و بگويند :((من اشتباه کردم))


شما که در عين حال در جاي حساسي از مديريت نشسته ايد و خود بر اهميت آن واقف نيستيد بايد بدانيد که ضربات کمکاري ها، کاهلي ها و ندانم کاري هاي شما چه بلايي برسرجوانان مستعد جامعه مي آورد.چرا گاهاً ما فکر مي کنيم که به عنوان يک مدير مملکتي همه بايد حرف ما را گوش کنند يا هرچه ما مي گوييم درست است ؟اگرهم کاستي داشته ايم نقد را بپذيريم و کارهايمان را تصحيح نماييم تا کي با قلدرمابي و زبان بازي و يا تهديد کار پيش مي رود؟ اينک عصر گفتگو و تعامل است و بايد قبول کنيم که همه چيز را همگان دانند نه اينکه با شنيدن و ديدن مطالب انتقادي آشفته شويم و به جاي اينکه با کارقوي و رفتار درستمان جواب انتقادات را بدهيم براي مقابله با انتقاد، انتقام را انتخاب کنيم.

در آخر:  
وسلام عليکم ورحمت الله وبرکاته                       آينه گر عيب تو بنمود راست                       خود شکن آينه شکستن خطاست


انتهاي پيام/

 
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
 
دانلود سلام
مسابقه کتابخوانی
 
عضویت در کانال
اوقات شرعی
نشر خبر
جهادگران دانشجو