آخرین اخبار
 
کد مطلب: 106274
مدير انديشکده آمريکايي:
مقامات ايران، آمريکا را به کل فراموش کنند/ تحريم‌هاي جديد در انتظار ايران است
تاریخ انتشار : 1395/09/20
نمایش : 86
مدير انديشکده آمريکايي گفت: ترامپ سياست‌هاي اوباما درباره ايران را معکوس خواهد کرد، از جمله با اعمال دور جديدي از تحريم‌ها عليه تهران.
به گزارش منطقه آزاد به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، دانلد ترامپ حدود يک ماه ديگر قرار است رياست‌جمهوري آمريکا را به عهده بگيرد. وي طي تبليغات انتخاباتي خود قول‌هاي زيادي داد که بايد اميدوار بود به برخي از آن‌ها عمل کند و به برخي عمل نکند. بسياري از کارشناسان آمريکايي معتقدند سياست خارجي و سياست خاورميانه‌اي ترامپ نسبت به اوباما عاقلانه‌تر خواهد بود، اما وي نسبت به ايران سخت‌گيرانه‌تر عمل خواهد کرد؛ از جمله ممکن است توافق هسته‌اي را لغو يا نقض کند و دور جديدي از تحريم‌ها را با حمايت اکثريت جمهوري‌خواهان در کنگره عليه ايران اعمال نمايد.
 
بنابر اين گزارش؛ گفتگويي با «جان ففر» مدير انديشکده Foreign Policy In Focus «تمرکز بر سياست خارجي» در خصوص سياست خارجي ترامپ، سياست‌هاي احتمالي او در قبال ايران و برجام و اعتراضات بعد از انتخابات عليه ترامپ، صورت گرفته است. اين کارشناس سياست خارجي آمريکا معتقد است سياست‌هاي ترامپ درباره روسيه، سوريه و داعش تغيير محسوسي نسبت به اوباما نخواهد داشت، اما سياست‌هاي ترامپ درباره ايران کاملاً عکس سياست‌هاي دولت اوباما خواهد بود.
 
ترامپ درباره سياست خارجي مواضع عجيبي گرفته است که شايد عجيب‌ترين آن‌ها، ابراز علاقه و تحسين پوتين باشد. آيا ترامپ مي‌تواند آن‌قدر که ظاهراً دوست دارد، به روسيه و پوتين نزديک شود؟
 
من فکر مي‌کنم، اين مسئله دور از ذهن نيست. يادتان باشد، در دولت اوباما بود که حزب دموکرات پيشنهاد «ريست» روابط با روسيه را داد و اين کار نيازمند مذاکره هم با «ديميتري مدودف» و هم با ولاديمير پوتين بود. بنابراين پيدا کردن زمينه‌هاي مشترک با روسيه مسئله‌اي تازه نيست، هرچند تلاش‌هاي دولت اوباما، پيش از آغاز تنش‌ها در اوکراين و شروع جنگ داخلي در سوريه و پيش از بروز اختلافات ميان آمريکا و روسيه در هر دوي اين مسائل بود.
 
بنابراين نزديکي روابط ميان آمريکا و روسيه در دوران رياست‌جمهوري ترامپ، سخت‌تر خواهد بود، اما دور از تصور نيست. ترامپ ممکن است براي نزديک شدن به روسيه، با مقاومت بيش‌تري در حزب خودش يعني حزب جمهوري‌خواه مواجه شود. البته يک نکته هم وجود دارد که ممکن است برقراري روابط بهتر با روسيه در دوران ترامپ را محتمل‌تر کند.
 
يکي از بزرگ‌ترين نگراني‌هاي سياستمداران و خواص سياست خارجي آمريکا درباره ترامپ، اين بود که وقتي او رئيس‌جمهور شود، مجوز استفاده از زرادخانه هسته‌اي آمريکا را نيز دريافت خواهد کرد. در اين شرايط، اگر ترامپ بخواهد با روسيه، که ديگر قدرت بزرگ هسته‌اي در دنياست، ارتباط بهتري برقرار کند، اين مسئله مي‌تواند به مذاق افرادي خوش بيايد که نگران استفاده ترامپ از سلاح هسته‌اي هستند.

 
مقامات ايران، آمريکا را به کل فراموش کنند/ تحريم‌هاي جديد در انتظار ايران است
علاقه ترامپ به پوتين، دست‌مايه طنزپردازي رسانه‌هاي مختلف شده است
 
ترامپ درباره خاورميانه و سوريه هم حرف‌هاي خوبي زده است. مثلاً گفته که حل و فصل جنگ سوريه را به پوتين واگذار خواهد کرد. به نظر شما اين صحبت‌هاي ترامپ چه‌قدر عملي هستند؟
 
من فکر نمي‌کنم ترامپ واقعاً اين کار را بکند. افرادي که ترامپ براي تعيين سياست خارجي‌اش دور خود جمع کرده، ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره سوريه دارند. يادتان باشد که ترامپ هم‌چنين گفت مي‌خواهد جنگ عليه داعش را جدي‌تر از دولت اوباما پي‌گيري کند. اين کار نه تنها مستلزم ادامه بمباران‌هاي هوايي، بلکه احتمالاً اعزام نيروهاي زميني آمريکايي به سوريه است. ترامپ حتي تا 30 هزار نيروي آمريکايي را هم ذکر کرده است.
 
البته درست است که داعش از زماني که ترامپ اين اظهارات را کرد، ضعيف‌تر شده و ممکن است تا زماني که وي رياست‌جمهوري را به عهده بگيرد، اعزام نيروهاي آمريکايي هم ديگر ضروري نباشد، اما من ترامپ را فردي نمي‌بينم که براي صدور فرمان تشديد بمباران‌ها يا اعزام نيروي نظامي براي شرکت در يک جنگ، تعلل کند.
 
سياست ترامپ درباره سوريه با سياست اوباما چه تفاوتي خواهد داشت؟
 
من فکر نمي‌کنم براي ترامپ خيلي اهميتي داشته باشد که بشار اسد در قدرت بماند يا نماند. اين مسئله مي‌تواند تفاوت او با اوباما باشد. با اين وجود، سياست اوباما هم رفته‌رفته به عدم تمرکز بر اسد تبديل و مشخص شد که دولت اوباما هم‌ديگر اولويت خود در سوريه را «تغيير رژيم» نمي‌داند و بيش‌تر روي داعش متمرکز شده است.
 
مسئله اصلي و تفاوت اصلي ميان ترامپ و اوباما، نه روسيه است، نه بشار اسد و نه داعش، چون من فکر نمي‌کنم ترامپ سياست‌هاي آمريکا درباره هيچ‌يک از اين مسائل را دچار تحول اساسي کند. مسئله اصلي، ايران است، چون پيش‌بيني مي‌شود سياست‌هاي آمريکا در دولت ترامپ نسبت به ايران بسيار با دولت اوباما متفاوت باشد.
 
ترامپ اندکي از موضع پاره کردن توافق هسته‌اي عقب‌نشيني کرده، اما روي لزوم مذاکره دوباره درباره آن تأکيد کرده است و اين مسئله‌اي است که نه اتحاديه اروپا و نه ايران تمايلي به آن نشان نداده‌اند. البته ممکن است ترامپ نهايتاً از اين موضوع هم عقب‌نشيني کند. مثلاً اگر ترامپ با روسيه روابط نزديک‌تري برقرار کند، ممکن است پوتين بتواند در اين‌باره روي تصميم ترامپ تأثيرگذار باشد.
 
با اين حال، حتي اگر ترامپ اقدامي براي مذاکره مجدد درباره توافق هسته‌اي هم نکند، باز هم من کاملاً معتقدم که کنگره و حزب جمهوري‌خواه خود را متعهد به اعمال دور جديدي از تحريم‌هاي ضدايراني مي‌دانند و ترامپ هم سر راه آن‌ها نخواهد ايستاد. همين تحريم‌ها هم مي‌تواند هم براي توافق هسته‌اي و هم براي روابط آمريکا با ايران مشکل‌ساز شود.
 
همين مشکلات مي‌تواند به نقاط ديگر دنيا هم تعميم پيدا کند. مثلاً اگر ترامپ روسيه را هم رقيب يا دشمن منافع خود در سوريه نداند، باز هم ايران را به عنوان عاملي با نقش منفي در سوريه و کشورهاي ديگر مانند عراق تلقي خواهد کرد. همين مسئله هم موجب تنش‌هاي بيش‌تر ميان آمريکا و ايران خواهد شد.
 
شما گفتيد که ترامپ از موضوع خود درباره پاره کردن توافق هسته‌اي عقب‌نشيني کرده است. با اين حال، اگر او تصميم بگيرد اين کار را بکند يا به روش‌هاي ديگري زير توافق بزند، ايران چگونه بايد واکنش نشان دهد؟
 
به نظر من اگر اين اتفاق بيفتد، دولت ايران در وضعيت سختي قرار خواهد گرفت: از يک طرف روابط قوي‌تري با اتحاديه اروپا، از نظر هم‌کاري‌هاي اقتصادي، برقرار کرده است و بعد از قرارداد بوئينگ، به فکر تقويت روابط اقتصادي با آمريکا هم بود؛ اما اين روابط مسلماً با وجود اکثريت جمهوري‌خواهان در کنگره که ميلي به حفظ توافق هسته‌اي ندارند و قطعاً علاقه‌اي هم به گسترش روابط با ايران ندارند، عملي به نظر نمي‌رسد.

 
«اگر من جاي مقامات ايران بودم، آمريکا را به‌کل فراموش مي‌کردم»
 
اگر من در ايران و به جاي مقامات اين کشور بودم، احتمالاً آمريکا را به‌کل فراموش مي‌کردم و توافق هسته‌اي را صرفاً با هدف گسترش روابط تجاري با اتحاديه اروپا و روسيه حفظ مي‌نمودم و اميدوار مي‌ماندم که چهار سال ديگر، فرد ديگري در واشينگتن به عنوان طرف مذاکره حضور داشته باشد.
 
به طور کلي، سياست ترامپ در قبال ايران از سياست احتمالي کلينتون يا سياست کنوني اوباما سخت‌گيرانه‌تر خواهد بود؟
 
سخت است که پيش‌بيني کنيم سياست کلينتون چگونه «مي‌بود.» البته افرادي اطراف کلينتون بودند که خواهان سخت‌گيري بيش‌تر عليه ايران بودند، اما تقريباً همه متفق‌القول بودند که کلينتون سياست‌هاي اوباما را حفظ مي‌کرد و ادامه مي‌داد، از جمله اين‌که توافق هسته‌اي را نگه مي‌داشت و تنها اندکي هم‌کاري با ايران را گسترش مي‌داد.
 
بنابراين من پيش‌بيني مي‌کنم که دولت ترامپ همه سياست‌هاي اوباما در قبال ايران را معکوس خواهد کرد؛ البته نه به خاطر ترامپ، چون من بعيد مي‌دانم ترامپ واقعاً بداند ايران چيست يا چه سياست‌هايي دارد؛ بلکه به خاطر جمهوري‌خواهان در کنگره که دستورکاري کاملاً مشخص دارند و آن را با قوت بيش‌تري از زمان حصول توافق هسته‌اي اجرا کرده‌اند.
 
ترامپ گفته که اگر قايق‌هاي ايراني براي نيروهاي دريايي آمريکا مزاحمت ايجاد کنند، دستور حمله به آن‌ها را خواهد داد. به نظر شما اين حرف را واقعاً عملي خواهد کرد؟
 
ترامپ به عنوان يک سياستمدار، سابقه عملي ندارد و بنابراين واقعاً دشوار است که پيش‌بيني کنيم در هر موردي چه واکنشي نشان خواهد داد. وي دم‌دمي‌مزاج و غيرقابل‌پيش‌بيني، و راستش را بخواهيد، درباره روابط بين‌الملل، نادان است. او به عنوان رئيس‌جمهور کارهاي زيادي مي‌تواند انجام بدهد. نگراني اصلي من افرادي است که ترامپ به عنوان وزير دفاع انتخاب کرده («جيمز متيس» ضدايراني) و به عنوان وزير خارجه انتخاب خواهد کرد. من نگران هستم که اگر اين تنش‌ها در دولت ترامپ رخ دهد، وزراي او منتظر راه‌حل ديپلماتيک نمانند، بلکه راه‌حل نظامي‌اي را انتخاب کنند که عقيده دارند بهترين راه‌حل است.
 
البته برخي افراد هم از اين جنبه تبليغات ترامپ خرسند هستند که او تمرکز خود را روي سياست‌هاي داخلي گذاشته و بنابراين روي‌کرد او در قبال سياست خارجي احتمالاً کم‌تر رنگ و بوي نيروي نظامي خواهد داد. با اين حال، مشکل اين‌جاست که ترامپ موجب برانگيخته شدن يک واکنش به شدت ملي‌گرايانه در آمريکا شده است و هرچند شعار «اول آمريکا» به معناي تمرکز بر اولويت‌هاي داخلي است، اما اين ملي‌گرايي آن‌قدر قوي است که ممکن است توسط دولت ترامپ براي حمايت از هرگونه اقدام نظامي عليه افرادي مورد استفاده قرار بگيرد که دشمن آمريکا معرفي مي‌شوند.
 
بنابراين درست است که ترامپ قول داده بر مسائل داخلي تمرکز کند، اما اين ملي‌گرايي نيرويي چندوجهي دارد که مي‌تواند براي ترويج سياست خارجي‌اي به کار گرفته شود که دست‌کم به اندازه سياست خارجي جورج دابليو بوش و چه‌بسا بيش‌تر از آن مداخله‌جويانه باشد.
 
به نظر مي‌رسد جمهوري‌خواهان و دموکرات‌ها در آمريکا قدرت را ميان خود تقسيم مي‌کنند و عمدتاً يک حزب قدرت را در کنگره دارد و حزب ديگر قدرت در رياست‌جمهوري را. با توجه به اين‌که اکنون هم رياست‌جمهوري و هم کنگره در دست جمهوري‌خواهان است، مي‌توان ترامپ را يکي از قدرتمندترين رؤساي‌جمهور آمريکا دانست؟
 
بله. ضمناً قوه مجريه الآن نسبت به، مثلاً 10 يا 20 سال پيش، بسيار قوي‌تر شده است. البته کنگره طي مدت کمي از رياست‌جمهوري جورج دابليو بوش هم در دست جمهوري‌خواهان بود. پيش از آن، سال 1928 هم چنين اتفاقي افتاد، اما آن زمان، دوره خوبي براي آمريکا نبود. بنابراين، بله، من فکر مي‌کنم الآن ترکيب قدرت جمهوري‌خواهان در کنگره با قوه مجريه‌اي که قوي‌تر از گذشته است، به اين معناست که دانلد ترامپ احتمالاً قوي‌ترين رئيس‌جمهور در تاريخ اخير آمريکاست.

 
مقامات ايران، آمريکا را به کل فراموش کنند/ تحريم‌هاي جديد در انتظار ايران است
اصلي‌ترين تفاوت سياست خارجي ترامپ با اوباما درباره ايران است؛ ترامپ خود را متعهد به اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران مي‌داند
 
با توجه به تظاهرات‌هاي بعد از انتخابات رياست‌جمهوري در آمريکا، به نظر مي‌رسد ترامپ همه شرايط را براي تبديل شدن به منفورترين رئيس‌جمهور آمريکا دارد. آيا اين تظاهرات‌ها آن‌قدر که از قاب رسانه‌ها به نظر مي‌رسيد، بزرگ بودند؟ دليل اين تظاهرات‌ها چه بود؟
 
بعضي از اين تظاهرات‌ها واقعاً گسترده بودند؛ در حد چندين هزار نفر. لس‌آنجلس شاهد چند راه‌پيمايي بود؛ شهر پورتلند در ايالت اورگان به مدت چند روز پياپي صحنه تظاهرات مردم بود؛ برخي نوجوانان و جوانان، از عصبانيت مدارس و دانشگاه‌هاي خود را ترک کردند.
 
دليل اعتراضات اين بود که اولاً نتيجه انتخابات واقعاً شوکه‌کننده بود، و دوماً مردم آمريکا از ارزش‌هايي که ترامپ نماد و نماينده آن‌هاست عصباني هستند. مردم مي‌گويند ترامپ يک نامزد معمولي نبود و يک رئيس‌جمهور معمولي هم نخواهد بود. وي مواضعي اتخاذ کرده که متضاد با اصول و ارزش‌هايي است که ما فکر مي‌کرديم آمريکا نماد آن‌هاست.
 
اگر مردم آمريکا به انتخاب ترامپ اعتراض دارند، پس چه کسي ترامپ را انتخاب کرد؟
 
يادتان باشد: هيلاري کلينتون توانست آراي عمومي بيش‌تري کسب کند. بيش از 65 ميليون نفر به کلينتون رأي دادند. اين رقم، کم نيست. تنها چند درصد از اين افراد به خيابان آمدند و اعتراض کردند. از آن‌طرف، اکثر طرف‌داران ترامپ افرادي هستند که عموماً دست به اعتراض يا تظاهرات نمي‌زنند؛ افرادي که مردم يا دست‌کم ريچارد نيکسون و جمهوري‌خواهان به آن‌ها «اکثريت خاموش» مي‌گويند.
 
اکثريت خاموش، طبق تعريف، افرادي در اواخر دهه 1960 بودند که از مسيري که کشور در آن بود راضي نبودند و آن را بيش از اندازه ليبرال مي‌دانستند؛ از پديده «ضدفرهنگ» ناراضي بودند؛ با آن‌چه که «سهل‌انگاري و آسان گرفتن» در جامعه مي‌دانستند، مخالف بودند. الآن که حدود 50 سال از آن زمان مي‌گذرد، واضح است که ما نسل ديگري از همان اکثريت خاموش را در جامعه داريم.
 
پس به نظر شما اين شعار تبليغاتي که «اکثريت خاموش، طرف‌دار ترامپ است» واقعاً محقق شده است؟
 
اگر اکثريت خاموش را همان‌گونه‌اي تعريف کنيم که ريچارد نيکسون تعريف مي‌کرد، يعني افراد نسبتاً محافظه‌کار از نظر فرهنگي، بله. بايد اعتراف کرد که در حال حاضر بخش بزرگي از جمعيت در آمريکا، از ترامپ حمايت مي‌کند، چون او نماينده «گذشته» است؛ نماينده يک آمريکاي اسطوره‌اي که يک‌دست‌تر و محافظه‌کارتر است.
 
با همه اين‌ها يک نکته هم وجود دارد که بايد به آن اشاره کرد: بخشي از افرادي هم که به ترامپ رأي دادند، افراد افراطي از هر دو سوي طيف سياسي بودند. بخشي از آن‌ها، افراطي‌هاي جناح راست هستند، چون مي‌خواهند آمريکا را به گونه‌اي افراطي متحول کنند. بخش ديگر نيز افراطي‌هاي جناح چپ هستند که با جهاني‌سازي، ميراث کلينتون‌ها، سياستمداران و سياست به طور کلي مخالف هستند و ترامپ را ابزاري براي تغيير آمريکا در جهتي مي‌بينند که کاملاً محافظه‌کاري نيست، اما از ديدگاه جناح چپ، افراطي محسوب مي‌شود. بنابراين من فکر نمي‌کنم اکثريت خاموشي که به ترامپ رأي دادند، دقيقاً همان اکثريت خاموش طبق تعريف نيکسون بوده است.
 
برخي کارشناسان مي‌گويند جورج سوروس پشت تظاهرات‌ها عليه ترامپ بوده است. به نظر شما اين فرضيه واقعيت دارد يا تئوري توطئه است؟
 
به نظر من که اين‌ها تئوري توطئه است. تظاهرات‌ها واقعاً خودجوش بودند. الآن در آمريکا خشم و نااميدي موج مي‌زند. مردم هم به دنبال راه‌هايي هستند تا اين احساسات خود را بروز دهند. الآن هنوز هيچ سياست خاصي وجود ندارد که مردم عليه آن اعتراض کنند، چون ترامپ هنوز رئيس‌جمهور نشده است و بعکس، هنوز رئيس‌جمهوري نسبتاً محبوب در رأس کشور است.

 
مقامات ايران، آمريکا را به کل فراموش کنند/ تحريم‌هاي جديد در انتظار ايران است
ترامپ، «جيمز متيس» ضدايراني را به عنوان گزينه خود براي وزارت دفاع معرفي کرده است
 
بنابراين الآن هيچ نکته واحدي وجود ندارد که معترضان روي آن متمرکز شوند. من فکر مي‌کنم سال آينده که ترامپ رياست‌جمهوري را به عهده مي‌گيرد و سياست‌هاي خود را عملاً آغاز مي‌کند، شاهد تظاهرات‌هاي بسيار بزرگ‌تري خواهيم بود. آن‌وقت ممکن است سازمان‌هاي خاصي پشت تظاهرات‌ها قرار بگيرند؛ چه‌بسا خود حزب دموکرات تظاهرات‌ها را سازمان‌دهي کند. با اين حال، من معتقدم تظاهرات‌هاي بعد از انتخابات صرفاً خودجوش بودند.
 
بنابراين وقتي ترامپ در توئيت خود تظاهرات‌کنندگان را «معترضان حرفه‌اي» توصيف مي‌کند، اين کارش صرفاً يک مکانيسم دفاعي است؟
 
بله. طي هشت سال رياست‌جمهوري اوباما، شاهد تظاهرات‌هاي ادامه‌داري بوده‌ايم که در اين ميان، جنبش «زندگي سياه‌پوستان مهم است» يکي از انواع موفق اين تظاهرات‌ها بوده است و برخي از افراد فعال در اين جنبش، زمان و انرژي زيادي را صرف آن کرده‌اند. با اين وجود، نمي‌توان اين افراد را معترض حرفه‌اي ناميد، چون مزيت اقتصادي از اين تظاهرات‌ها نمي‌برند و نبايد آن‌ها را تحت عنوان «عوامل مزدور» يا به روش‌هاي ديگر، بي‌اعتبار کرد.


منبع: مشرق

انتهاي پيام/
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
 
دانلود نرم افزار اندروید سلام
جشنواره ققنوس
 
جهت عضویت در کانال رسمی منطقه آزاد کلیک کنید
اوقات شرعی
با شهدا
پاتوق جهادگران دانشجوی استان